ملا خليل بن غازي القزويني
409
صافى در شرح كافى (فارسى)
كَثُرَ ( به ثاء سهنقطه و راء بىنقطه ) به صيغهء ماضى غايب معلوم باب « حَسُنَ » به تقدير « كَثُرَ مِنْهُ » است ؛ و اين جملهء معترضه ، كنايت از اين است كه ترك آن جهل ، بِالكلّيّه بهتر است از شروع در آن ، چنانچه در عرف مىگويند : « در قبيح كه چندان كه كمتر ، بهتر » و اين مجرّب است ؛ زيرا كه مبتدى و كسى كه اين جهالات در ذهن او كم است ، زود قبول مىكند ، به خلاف كسى كه جهالات در او بسيار و راسخ شده . يعنى : بيان فراهم آوردن او جهل را اين است كه زود به درس رفته . پس كسب كرده جهل بسيار را . آنچه كم باشد از جملهء آن جهل ، بهتر است از آنچه بسيار باشد از جملهء آن جهل ، تا آن كه چون سير شد از آب گندهء « 1 » جهل و پر شد از لاطائلِ بىفايده ، نشست در ميان مردمان بر حالى كه قاضى شده . ضامن شده خالص كردن هر چه را كه در پرده مانده بر غير او . و اگر مخالفت كند قاضى ديگر را كه پيش از او بوده ، به اين روش كه حكم او را شِكنَد و گويد كه : حكم من ، بهتر است ، خاطرْجمع نيست از اين كه شِكَنَد حكم اين قاضى را نيز كسى كه بعد از او آيد و قاضى شود ، چنانچه او كرده با قاضى پيشتر . اشارت به اين است كه : به پيروى ظن ، شكستن حكم كسى نامعقول است ؛ چه اگر اين راه واشود ، ديگرى نيز چنين خواهد كرد و بازيچه مىشود كار دينى كه اللَّه تعالى ، رسولان ، فرستاده براى نظم و نسق آن . اصل : « وَإِنْ نَزَلَتْ بِهِ إِحْدَى الْمُبْهَمَاتِ الْمُعْضِلَاتِ ، هَيَّأَ لَهَا حَشْواً مِنْ رَأْيِهِ ثُمَّ قَطَعَ بِهِ ، فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهَاتِ فِي مِثْلِ غَزْلِ الْعَنْكَبُوتِ ، لَايَدْرِي أَصَابَ أَمْ أَخْطَأَ ، لَايَحْسَبُ الْعِلْمَ فِي شَيْءٍ مِمَّا أَنْكَرَ ، وَلَا يَرى أَنَّ وَرَاءَ مَا بَلَغَ فِيهِ مَذْهَباً ، إِنْ قَاسَ شَيْئاً بِشَيْءٍ ، لَمْ يُكَذِّبْ نَظَرَهُ » . شرح : مُعْضِلات ، به ضمّ ميم و كسر ضاد بانقطه است . الحَشْو ( به فتح حاء بىنقطه و سكون شين بانقطه ) : پشم و مانند آن كه آكنده
--> ( 1 ) . مراد ، آب گنديده است .